تهران پایتخت ترکان ایران - دکتر محمدرضا کریمی

این مقاله تحت مجوز Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0) در آذربایجان پست منتشر شده است.
استفاده، توزیع و بازتولید آزاد در هر رسانه‌ای مجاز است، به شرطی که نام نویسنده و منبع اصلی ذکر شود.

ISSN 2819-4047 - ISSN 2819-4055

تهران شهری است با پیشینه‌ای کهن و در عین حال با تاریخچه‌ای نسبتاً کوتاه به‌عنوان پایتخت؛ از یک‌سو ریِ را در تاریخ به‌عنوان یکی از مراکز مهم سوق‌الجیشی و حکمرانی می‌بینیم و از سوی دیگر تهرانِ چسبیده به آن را در دورهٔ صفویان، به‌ویژه در زمان شاه تهماسب اول در سال ۹۶۱ قمری، مشاهده می‌کنیم که آرام‌آرام رو به گسترش می‌رود، کاخ‌ها و کاروانسراها در آن ساخته می‌شود و سرانجام آقامحمدخان قاجار آن را به‌عنوان پایتخت ممالک محروسه برمی‌گزیند. شهر باستانی ریِ که امروزه در محدودهٔ جنوبی کلان‌شهر تهران قرار دارد و عملاً بخشی از بافت شهری تهران محسوب می‌شود، در گذشته مرکزیتی مستقل داشته، اما در سیر تحولات تاریخی و گسترش تدریجی تهران، در کالبد و هویت شهری آن ادغام شده است؛ ازاین‌رو هنگامی که در منابع تاریخی از «ریِ کهن» سخن گفته می‌شود، مقصود همان حوزهٔ تاریخی و جغرافیایی تهران امروزی است که در طول زمان نام و مرکزیت آن دگرگون شده است.
کشفیات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که ری زیستگاه انسان‌ها از هزاره‌های پیش از میلاد بوده‌ است. این کشفیات به سالهای ۱۳۴۸ برمی‌گردد که تاریخ شهر را به سه هزار و دویست سال پیش می‌رساند. تا آن تاریخ هنوز پای هیچ آریایی بدین سرزمین باز نشده بود. در حفاری‌های سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ نیز نمونه‌های اسکلت انسان همراه با ابزارآلات سنگی را در روزنامه‌ها می‌خوانیم. با تورقی در تاریخ، گسترش ری را تا تهرانِ امروز پی می‌گیریم. شهر ری تاریخ سیاسی مهمی را پشت سر گذاشته است. سابقه تورکان بومی تهران و ری به دوره غزنویان و سلجوقیان و حتی بسیار پیش از برمی‌گردد. وقایع اتفاق افتاده در حوالی تهران را در کتب تاریخی چندی می‌توان خواند از جمله در فارسنامه‌ی ابن بلخی(مربوط به سده‌ی ششم هجری). با اینحال می‌توان قبول کرد که تهران روستایی بین ری و کوهپایه‌های البرز بوده است.

در دوره پس از اسلام، اکثر امیرانِ برگزیده از طرف سلاطین سلجوقی‌ نیز، ری‌ را به‌ عنوان‌ پایتخت‌ خود انتخاب‌ می‌کردند. از جمله اینانج بیگ از امیران سلجوقی، فرمانروای ری بوده که علیه سلطان سنجر نیز عصیان کرده، ولی شکست می‌خورد. بنای برج سلطان طغرل سلجوقی در ری هنوز هم پابرجاست و اهمیت این منطقه را در دوره‌ی ترکان سلجوقی نشان می‌دهد. حرم شاه عبدالعظیم هم در همین منطقه واقع است. نخستین باروی تهران در زمان شاه طهماسب ساخته شد. او دستور داد بناهای جدید بسازند که در سال ۹۷۱ ه- ق با ایجاد ۱۱۴ برج (به تعداد سوره‌های قرآن) در تهران آغاز شد.

در حمله‌ی افغان‌ها برای تصرف تهران با مقاومت مردم آن روبرو شدند و نادرشاه توانست آنان را نه تنها از تهران بلکه از خراسان نیز بیرون براند. اما اهمیت آن در برابر ری بسیار ناچیز بوده است تا اینجه پایتخت قاجاریان انتخاب می‌شود.

آقا محمدخان در نوروز ۱۱۶۴ تهران را به پایتختی برگزید و در همین شهر تاج‌گذاری کرد. با گزینش این شهر به پایتختی روند گسترش کمّی و کیفی آن متحول شد. از همین زمان کاخ‌ها و ساختمان‌های بزرگی احداث گردید و به شهری بزرگ تبدیل گردید. جمعیّت تهران سال ۱۱۶۴ حدود ۱۵۰۰۰بوده است. این جمعیت به بیش از ۷ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ و امروز به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده و وسعتش نیز به بیش از ۷۳۰ کیلومتر مربّع افزایش یافته است.

انتخاب تهران به عنوان پایتخت از سوی شاهِ قاجار چند علت داشته که مهم‌ترین آن‌ها نزدیکی به اراضی حاصل خیز ورامین و مجاورت آن با محل استقرار ایلات ساوجبلاغ بوده‌است، مضافاً  ایلات ساکن در ورامین، یعنی هواخواهان وی در حوالی تهران اقامت داشتند. به‌طوری‌که در کتاب جام جم معتمدالدوله فرهاد میرزا آمده‌است جمعیت تهران در زمان ناصر الدین شاه، صد و پنجاه هزار نفر رسیده بود و او (ناصر الدین شاه) در آبادانی و گسترش تهران سهم عمده‌ای داشته است (نسخه خطی، ۱۳۷، ۶۰۵). پس از آن در زمان ناصر الدین شاه ساختمان حصار و حفر خندق‌های جدید، وشعت شهر تهران چندین برابر توسعه یافت و مساحت آن به سه فرسخ و نیم رسید و از طریق ۱۲ دروازه به محیط بیرون خود ارتباط یافت. این دروازه‌ها که هم اینک نیز، اگر چه ساختمان آن‌ها از بین رفته، اما اسمشان باقی است. عبارتند از:

دروازه‌های دولت، یوسف آباد و شمیران (در شمال)

دروازه‌های خراسان، دولاب و دوشان تپه (در شرق)

دروازه‌های باغشاه، قزوین و گمرک (در غرب)

دروازه‌های غار، خانی‌آباد و عبدالعظیم (در جنوب)

در تمام طول تاریخ، ساکنان این منطقه را ترکان تشکیل می‌دادند. چه در زمان سلجوقیان و چه قبل از آنان. این روند تا امروز تداوم داشته است و تاکنون دیده نشده است که ترکان تهران از اکثریت بیفتد حتی آمدن اقوام دیگر ایرانی به تهران، باز هم ترکیب جمعیتی تهران را به نفع ترکان بالا برده است.

به استناد منابع تاریخی، مردم ری و تهران قدیم، به زبان تورکی سخن می‌گفتند و نوع گویش آن، گویشی است که در شهرهای اطراف تهران و تورکهای قزوین، همدان، ساوه، اراک، قم و شهریار و دماوند بدان سخن می‌گویند. پس از اینکه اولین شاه سلسله قاجار تصمیم گرفت ناحیه ای در شمال شهر ری (تهران) را بعنوان پایتخت خود برگزیند، زبان مردم که ترکی بود همچنان به عنوان زبان بومی و حکومتی باقی ماند.

از دیگر آثار و منابع مکتوبی که تورک بودن تهران تا دوره پهلوی را اثبات می‌کند، تحقیقات ژنرال دکتر محمود پناهیان است که با عنوان «فرهنگ جغرافیای ملی ترکان ایران ‌زمین» از انتشارات ستاد ارتش، بین سال‌های ۱۳۲۸-۱۳۳۱ مجموعه‌ای در چهار جلد فراهم آمده و در سال ۱۳۵۱ هم در خارج از کشور به چاپ رسیده است، که حداقل ۲۰۷ روستای تورک‌نشین را در تهران و اطراف آن ثبت و ضبط کرده است. تغییر زبان در تهران از دوره‌ی پهلوی‌ها، با شدت بسیار آغاز شد و زبان فارسی فراگیر گردید.

در این اثر بی‌همتا به سیاست‌های آسمیله کردن مردم غیرفارس اشاره شده و آمده است: «دولت مرکزی ایران تعمداً برای استحاله‌ی ترکان ایران در ترکیب ملی آبادیها، استانها و فرمانداریهای کل دستکاری کرده و بقدر امکان کوشش کرده و می‌کند که سرزمین ترکان ایران زمین را به واحدهای اداری-سیاسی متعدد تجزیه و در عین حال آنها را با خلق های همسایه در واحدهای نامبرده مخلوط نماید» (پناهیان، ۱۳۳۱، جلد اول، ص ۹۲).

در ادامه اضافه می‌کند: «تهران، ساوه، قزوین، بوئین زهرا، آوج، همه و همه ترک‌نشین‌اند.» (همان، ص ۱۳۰).

«تحقیقات نشان می‌دهد که استان‌های مرکزی، یکم، دوم، سوم، چهارم و پنجم ایران و شهرستان‌های تهران، قزوین، دماوند، قم، ساوه، محلات، اراک، بندر پهلوی، رشت، زنجان، طوالش، ...، تویسرکان، سنندج، شاه آباد، کرمانشاه، ملایر، همدان، تعداد ۸۴۹۸ آبادی اعم از شهر و قصبه و روستای بزرگ و کوچک ترک‌نشین وجود دارد (پناهیان، ۱۳۳۱، جلد ۳، ص ۳). در همین اثر چهار جلدی نشان داده می‌شود که ترکان در سرتاسر ایران حضور دارند. در این چهار جلدی که اینک در دسترس همگان نیز قرار دارد در بیش از ۲۷۷۰ صفحه به بررسی تک به تک شهرها و حومه‌هایشان پرداخته است. در مورد خاص تهران اضافه می‌کند: «ترکان استان مرکزی شهرستان تهران و حومه شامل ری، ورامین، شمیران، افجه، کن، شهریار، کرج، طالقان و... از اکثریت برخوردارند» (جدول در جلد اول، ص ۱۳۸ به بعد).

حتی اسامی این روستاها باوجود همت مشترک یهلوی و جمهوری اسلامی در طول صد سال برای تغییر اسامی جغرافیایی به فارسی، همچنان اسامیشان ترکی باقی مانده است که برای نمونه همین امروز صدها اسم ترکی وجود دارند مانند: ساوجبلاغ، آغجه حصار، اوغلان تپه، آق تپه، آیقیربلاغ، تپه قشلاق، چیچکلو، ینگجه، قوشچی، خاتون‌لر، شور قشلاق، قارپوزآباد، قاچاقاچ، قره تپه، قجر، قره قباد، قزق قشلاق، قوشاقشلاق، یولداش آباد و... صدها توپونیم جغرافیایی ترکی دیگر مانند مارال تپه، جیران تپه، دوشان تپه، یان تپه، اوزبکی تپه، قره تپه، آق بلاغ، ایقر بلاغ، گوموش تپه، اوغلان تپه، یئنگی قلعه، قاراتوپراق، آغ دره، قاچاقاچ، - قشلاق، شاهسئون، بالیقلو، جلایر، بایانلو، .... بازمانده‌ی ترکان قدیم در این ناحیه است (پناهیان، ۱۳۳۱، ۱، ۱۳۸ به بعد). در این کتاب که آمار آن توسط ارتش شاهنشاهی پهلوی گرفته شده است سکنه‌ی هر روستا به تعداد دقیق آورده شده است. با این اوصاف، تمامی یا اغلب روستاهای تهران تورک بوده‌اند.

ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبی ایران با ترجمه‌ی رشید یاسمی آمده است: «وقتی از تهران می‌گذریم کمتر کسی را می‌توان یافت که به زبان فارسی تکلم کند یا فارسی بداند» (براون، ۴، ۱۳۱۶، ۲۰۸).

وقتی تهران پایتخت شد، جمعیتش از  ۱۵۰۰۰ نفر تجاوز نمی‌كرد. اما پس از پایتخت شدن، در مدت بسیار كوتاهی اقوام قاجار، افشار، خلج، شاهسون در قالب ایل قاجار، درباریان، منسوبین ارتش و نیروهای مسلح در تهران مسكن گزیدند. زبان مردم تهران در آغاز حکومت قاجار، تورکی بوده است. در دورهٔ دربار قاجار، زبان فارسی تا حدی و به‌صورت محدود در نتیجهٔ نفوذ عناصر وابسته به بریتانیا در دربار رواج یافت. این افراد به‌ویژه بر برخی درباریان، از جمله  فتحلعی شاه قاجار تأثیر گذاشته بودند. در نتیجه، بخشی از درباریان این زبان را در محیط دربار به کار می‌بردند و به‌تدریج آن را به دیگران نیز منتقل می‌کردند

کوه ائل بوروز که امروزه البرز نامیده می‌شود اسمی تورکی است و ترکان در جنوب این کوه از قزوین تا دماوند از تورکان هون در بوم هون (بومهن)گرفته تا منطقه‌ی وسیع شهریار ساکنند. همه اسمهای قدیمی تهران تورکی است. امروز هنوز اسامی تورکی مانند دوشان تپه، توچال، قیزیل قالا، سولوقان و کن و... در مرکز تهران ورد زبان‌هاست.

مانند هر واقعه دیگری حتماً ورود سایر اقوام آذربایجانی‌ و ترک‌زبان به تهران هم نقطه آغاز و تاریخچه‌ای دارد؛ در برهه‌ای از تاریخ وارد تهران شده‌اند، و سال‌های سال مانده‌اند و زندگی را پی گرفته‌اند. جالب است که حتی روزنامه‌های رسمی ایران در گزارشهایی از حضور کتمان ناپذیر اقوام ترک‌ ها در تاریخ تهران سخن رانده و به پیشینه‌ی تاریخی آن اذعان کرده است؛ بر اساس این گزارش: «خطوط این حضور از دوران غزنویان کاملاً مشهود است و در تهران تا دوران پهلوی و امروز ادامه داشته است. حضور پررنگ‌شان دیگر مثل گذشته حد و مرزی وجود ندارد؛  و ترک‌ ها در هر نقطه‌ای از تهران زندگی‌ می‌کنند و تمیز دادن محله‌هایی که منحصرا مختص به سکونت اقوام مختلف ترک آذربایجانی و سایر ترک‌ ها باشد، امکان‌پذیر نیست.»(روزنامه ایران، ششم اسفند ۱۳۸۴)

«داریوش شهبازی»[1] درباره‌ی نخستین برخورد گستره تهران (شهرری) با ترک‌ها، به دوره‌ی غزنویان اشاره می‌کند، سپس به سلجوقیان و خوارزمشاهیان، تیموریان، قره قویونلو و آغ قویونلو تا صفویان و قاجار می‌پردازد و محلات اصلی شهر را ترک‌نشین می‌بیند و لاغیر (شهبازی، روزنامه اعتماد، ۲۳ شهریور ۱۴۰۱).

تاسیس دولت غزنویان به سال ۹۹۸میلادی که سرآغاز فتح ایران و حاکمیت ترکان بر آن گردید و گشودن شهر ری و انتخاب آن به پایتختی به سال ۱۰۴۳که باعث شد دروازه‌های آسیای صغیر بروی ترکان گشوده شود.

همین گزارشگر اضافه می‌کند: «درباره‌ی ورود آذربایجانی‌ها به تهران باید گفت وقتی امیرکبیر با ولیعهد از تبریز به تهران آمدند و ناصرالدین‌شاه بر تخت سلطنت نشست، تعداد بسیاری از اهالی تبریز را به همراه داشتند که به تهران آمدند. همچنین مسجدی که از ارثیه امیرکبیر و به وصیتش، در بازار ساخته شد، بازاری‌های آذربایجانی سرمایه‌ی آن را تأمین کردند. به همین دلیل مسجد بعدها به مسجد آذربایجانی‌ها معروف ‌شد.» در ادامه اضافه می‌کند: «شواهد نشان می‌دهد از اواسط دوره ناصری به طور مسجل تبریزی‌ها و مهاجرانی از دیگر شهرهای ترک در تهران استقرار پیدا کردند. از سال۱۳۰۰ قمری به بعد، یعنی حدود ۱۳سال مانده تا پایان حکومت ناصرالدین‌شاه، آثار مدون زیادی وجود دارد که تبریزی‌ها در بازار تهران مراوده اساسی را داشته‌اند (شهبازی، تهران‌نامه، ۱۳۹۴). از اواخر دوره‌ی مظفرالدین شاه حضور آذربایجانی‌ها در ابعاد گسترده و مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تهران پررنگ می‌شود، از جمله وجود انجمن آذربایجانی‌ها در دوره‌ی مشروطه در تهران.» (شهبازی، روزنامه ایران، ششم اسفند ۱۳۸۴)

دیگر نمی‌توان تنها از محلات ترک‌نشین تهران سخن گفت، بلکه تهران شهری کاملاً ترک و آذربایجانی است که در یک صد سال گذشته با مهاجرت اقلیتی از فارس‌ها، لرها، گیلک‌ها و دیگر اقوام ایرانی، در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند. از بزرگ‌ترین مراسم ترکان در تهران، برگزاری شادی‌ها و سوگواری‌هایشان بود که با انبوه جمعیت و آیین خویش انجام می‌شد، تا جایی که رژیم شاهنشاهی نیز نتوانست نوحه‌سرایی ترکی را در پایتخت ممنوع کند.

ترکهای تهران و نواحی پیرامون آن منحصر به مهاجرین جدید نیستند. شهر تهران و حومه آن از قرون ۱۰-۱۱میلادی موطن و مسکن گروههای بی‌شمار ترکی بوده است. ری و تهران پایتخت دول ترکی غزنوی، سلجوقی و قاجار بوده است. با حاکمیت این خاندانها، طوائف و سپاهیان بیشمار ترک در این ناحیه اسکان یافته‌اند که تبار عمده‌ی مردم این منطقه را تشکیل می‌دهند. منطقه ساوجبلاغ از همان اول، در دوره‌ی صفویه، افشار و قاجار محل اسکان ترکان بوده است. یکی از دلائل انتخاب شدن تهران به عنوان پایتخت دولت ترکان قاجار از طرف آقا محمدخان قاجار، نزدیکی به ساوجبلاغ مرکز افشارها بوده است.

آثار باستانی موجود در تهران و حومه مانند کاخ‌های گلستان، مرمر، صاحبقرانیه، همچنین شمس‌العماره و دهها آثار باستانی یادگاری از حکومت ترکان است.
بر پایه داده‌های تاریخی، اسناد جمعیت‌شناختی و شواهد میدانی، تهران در امتداد تاریخی ری، شهری با اکثریت و غلبه جمعیتی ترک‌ها بوده است. این الگوی تاریخی نه پدیده‌ای مقطعی، بلکه بخشی از تداوم اجتماعی و فرهنگی این منطقه در طول سده‌های متمادی به شمار می‌آید. حضور گسترده ترک‌ها در ساختار اجتماعی، نظام ایلی و شهری، و روندهای مهاجرتی دوره‌های مختلف تاریخی، نشان می‌دهد که تهران در گذشته شهری ترک‌نشین بوده است.

 

در عرصه اقتصادی نیز، به‌ویژه در ساختار سنتی بازار تهران، نقش محوری ترک‌ها ــ به‌خصوص مهاجران بخصوص از استان‌های آذربایجان در دوره قاجار و پس از آن ــ در شکل‌دهی به شبکه‌های تجاری، صنفی و مالی شهر، جایگاهی تعیین‌کننده داشته است. این حضور اقتصادی گسترده، بازتابی از وزن جمعیتی و اجتماعی ترک‌ها در تهران بوده و در منابع تاریخی نیز به آن اشاره شده است.

 

از منظر ترکیب جمعیتی، شواهد تاریخی و روندهای مهاجرت داخلی نشان می‌دهد که ترک‌ها یکی از ارکان اصلی بافت جمعیتی تهران را تشکیل داده‌اند و استمرار این حضور تا امروز قابل مشاهده است. اگرچه در سده اخیر سیاست‌های دولت مدرن متمرکز، با هدف تقویت هویت ملی یکپارچه و اولویت‌بخشی نهادی به زبان فارسی، به تغییر الگوهای رسمی زبانی انجامیده و فرایند همگرایی زبانی را در میان بخشی از جمعیت تسریع کرده است، اما این تحولات ماهیت تاریخی و اجتماعی تهران را به‌عنوان شهری با بنیان و اکثریت ترک از میان نبرده است.

 

بر این اساس، در یک خوانش تاریخی-اقتصادی، جامعه‌شناختی و ترکیب جمعیتی می‌توان  به سراحت گفت تهران شهری ترک‌نشین بوده، هست و در چارچوب تداوم روندهای جمعیتی و اجتماعی، همچنان ترک‌نشین باقی خواهد ماند. تحلیل این موضوع مستلزم توجه به داده‌های مستند تاریخی و جمعیتی و پرهیز از روایت‌های تقلیل‌گرایانه در بازنمایی هویت شهری تهران است.

هرچند در صد سال گذشته، استعمارگران خارجی از طریق کودتا و با تکیه بر تفکر ایرانشهری و صهیونیستی در تلاش بوده‌اند تا تهران را در معادلات سیاسی خود به‌عنوان شهری فارس‌نشین و در راستای اهداف خود معرفی کنند، حتی مشاهده شده است که برخی جریان‌ها در خارج، با ظاهر خودی و تکیه بر هویت جغرافیایی محدود، در این مسیر همسو شده‌اند؛ با این حال، باید دانست که تهران قلب و خاک جدانشدنی ترک‌ها و آذربایجانی‌هاست
 

منابع:

ابوزید احمد ابن سهل بلخی، فارسنامه، تصحیح: منصور رستگار فسایی، انتشارات بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۷۴.

ادوارد براون، تاریخ ادبی ایران، جلد ۴، ترجمه: رشید یاسمی، تهران، ۱۳۱۳.

داریوش شهبازی، تهران‌نامه، آرش، ۱۳۹۴.

داریوش شهبازی، تهران نامه، ماهریس، ۱۳۹۷.

دکتر محمود پناهیان، فرهنگ جغرافیای ملی ترکان ایران زمین، ۴ جلد، ستاد ارتش شاهنشاهی ایران، ۱۳۳۱.

روزنامه ایران، ۶ اسفند ۱۳۸۴.

روزنامه اعتماد، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱.

فرهادمیرزا، جام جم، نسخه‌ی خطی کتابخانه‌ی محلس با شماره‌ی IR6097.

 

[1]  داریوش شهبازی، ناشر، تهران پژوه و تهران شناس، ایران شناس، مدرس و تاریخ‌پژوه برجسته ایرانی است. او بنیانگذار و مدیر عامل موسسه فرهنگی-هنری تهران­نامه و مدیر مسئول نشر شهباز(آسمان فرهنگ) است. داریوش شهبازی با گردآوری بیش از دو میلیون فیش تا کنون در پی تألیف و تدوین مجموعه‌ای (دانشنامه) چند ده جلدی «تهران نامه» است.

تهران پایتخت ترکان ایران - دکتر محمدرضا کریمی


Leave a Comment